محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6653

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابو طالبم . » و چنان بود كه برادرزادهء وى را به اقرار كشيده بود كه اقرار كرده بود ، به دو گفت : « برادرزاده ات اقرار كرده . » گفت : « اين پسركى است نو سال و اين سخن را از بيم كشته شدن گفته ، گفتار وى پذيرفته نيست . » مدتى دراز پس از آن برادرزادهء شيلمه و صيدنانى را آزاد كردند . يك روز رفته از صفر ، به روز يكشنبه ، معتضد از بغداد به آهنگ بنى شيبان روان شد و در بستان بشر بن هارون فرود آمد . پس از آن به روز چهارشنبه از آنجا روان شد ( 33 و صالح امين ، حاجب خويش را بر خانهء خويش و بر بغداد جانشين كرد . به آهنگ محلى در سرزمين جزيره كه بنى شيبان آنجا را پناهگاه خويش مىكردند برفت و چون خبر يافتند كه وى آهنگ آنها را دارد اموال و عيالانشان را به خويشتن پيوستند . پس از آن نامهء معتضد رسيد كه شبانگاه از سن سوى بدويان رفته و بدانها تاخته و كشتارى بزرگ كرده ، بسيار كس از آنها در زاب كوچك و بزرگ غرق شده‌اند ، زنان و فرزندان را گرفته و مردم سپاه از اموالشان چندان گرفته‌اند كه از بردن آن عاجز مانده‌اند . از گوسفندان و شترانشان چندان گرفته شد كه در دست مردم فزونى گرفت ، و گوسفند به يكدرم فروخته شد و شتر به پنج درم . دستور داد زنان و فرزندان را حفاظت كنند تا به بغداد رسند ، پس از آن معتضد سوى موصل رفت و از آنجا به بلد رفت ، سپس به بغداد بازگشت . بنى شيبان به نزد وى آمدند ، از او مىخواستند كه از آنها درگذرد و گروگانها به او دادند كه چنان كه گفته‌اند پانصد مرد از آنها را بگرفت ، وقتى معتضد به آهنگ مدينة السلام بازگشت احمد بن ابى الاصبغ از نزد احمد بن عيسى با مالى كه از اسحاق بن كنداج گرفته بود و هديه و اسبها و استرها به نزد وى رسيد ، به روز چهارشنبه هفت روز رفته از ماه ربيع الاول . در ماه ربيع الاول خبر آمد كه محمد بن ابى الساج از پس محاصره اى سخت و پيكارى شديد كه در ميان بوده مراغه را گشوده و عبد الله بن حسين را از آن پس كه وى